تبليغاتX
سرگرمی , آموزشی , اجتماعی
سلام
این مطلبو تو وبگردی پیدا کردم و گذاشتم ببینم نظر شما چیه؟


دوران شیرین کودکی:

- دروغ می گویم پس دوستم دارند

- دروغ می گویم پس دعوایم نمی کنند


دوران نوجوانی:

- دروغ می گویم پس کتک نمی خورم

- دروغ می گویم پس غیبت مدرسه ام مجاز می شود


دوران جوانی:

- دروغ می گویم پس نامزدم دوستم دارد

- دروغ می گویم پس پول بیشتری گیرم می آید


دوران میانسالی:

- دروغ می گویم پس زنم خبردار نمی شود که ...

- دروغ می گویم پس مدیرم خبردار نمی شود که دروغ گفتم


دوران تکیه زدن بر صندلی ریاست:

- دروغ می گویم پس حالا حالا ها پشت میزم هستم

- دروغ می گویم پس کسی از گندهایی که زدم بویی نمی برد

رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 11:45 |
سلام

این یه معمای جالبه که یکی از دوستام برام فرستاده :

اين رو چه ‌طوري حل مي‌کني؟! فقط يک سؤاله، پس وقت بذار و درباره‌اش فکر کن.

از بچه‌هاي پيش‌دبستاني اين سؤال پرسيده شد :
«اتوبوس توي اين شکل به کدوم طرف مي‌ره؟!»


http://img2.tinypic.info/files/3fmj3b0iekqk8arwqyfh.jpg

با دقت به شکل نگاه کن.
اتوبوس توی عکس بالا به کدوم طرف میره؟
مي‌توني جواب بدي؟

(جواب‌هاي ممکن، چپ يا راست هست)

جواب در ادامه مطلب

رضا

بخند و برو


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 11:40 |
سلام

نظرتون چیه ؟

111


رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 11:27 |

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد

معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى پستاندار 

عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد

دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟ 

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟ 

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.

************ ********* ********* ********* **
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد

ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد

از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟

مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، يکى از موهايم سفيد مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده

************ ********* ********* ******
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه

بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند

معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و

بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله

يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.

************ ********* ********* ********* ********
معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر

شود گفت بچه‌ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود

بچه‌ها گفتند: بله 

معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده‌ام خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟ 

يکى از بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست

************ ********* ********* ********* ********
بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته

بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست

در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد

برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست

رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 10:0 |
سلام

اینم یه شعر با حال از آقای عالی پناه . بخونین و حالشو ببرین :
 

 شنیدم در زمان خسرو پرویز

گرفتند آدمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی

و بعض گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش

قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی

به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش

بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار

بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش از فشار بازجویی ست

سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

 

گذشت و روزی آمد نامه از مرد

گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با هالو مآبی

نوشته شوهرش با خط آبی:

عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟

بگو بی بنده احوالت چطور است؟

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو

ملالی نیست غیر از دوری تو

من این جا راحتم،  کیفور کیفور

بساط عیش و عشرت جور وا جور

در این جا سینما و باشگاه است

غذا، آجیل، میوه رو به راه است

کتک با چوب یا شلاق  و باطوم

تماما شایعاتی هست موهوم

هر آن کس گوید این جا چوب دار است

بدان این هم دروغی شاخدار است

در این جا استرس جایی ندارد

درفش و داغ معنایی ندارد

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟

کجا سلول های انفرادی ست؟

همه این جا رفیق و دوست هستیم

چو گردو داخل یک پوست هستیم

در این جا بازجو اصلا نداریم

شکنجه ، اعتراف، عمرا نداریم

به جای آن اتاق فکر داریم

روش های بدیع و بکر داریم

عزیزم، حال من خوب است این جا

گذشت عمر، مطلوب است این جا

کسی را هیچ کاری با کسی نیست

نشانی از غم و دلواپسی نیست

همه چیزش تمامن بیست این جا

فقط خود کار قرمز نیست این جا

 

  سید محمد رضا عالی پیام

 رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 10:0 |

سلام

این مطلبو یکی از دوستان برام ایمیل کرده شما هم ببینید و نظرتونو بگین.

ممنون میشم 

 

 

aj1.jpg

.

aj2.jpg

.

aj3.jpg

.

aj4.jpg

.

aj5.jpg

.

aj6.jpg

.

aj8.jpg

.

و...

aj7.jpg

.

روزگار غریبی است ، نازنین...

.

روزگار غریبی است

رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 17:58 |

سلام
اگه میخاین یاهو مسنجر احمدی نژاد رو که لو رفته ببینین کافیه روی ادامه مطلب کلیک کنید :
 
رضا
 
بخند و برو

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 10:24 |
سلام

این مطلبو یکی از دوستان برام ایمیل کرده . گفتم شما هم بخونین و نظرتونو در باره پولدارها و فقرا بدین :

اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن :

در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده .... اصل مارک داره .... فکر کنم خودش از خارج خریده

در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی .... احتمالا" بهش صدقه دادن شایدم دست دوم خریده



اگر مد خفن مدل هچل هفتی بزنن

در مورد پولداره : اوه ببین چه تیپی زده ... از سیخای سرش معلومه ژلش ایستوریای اصل ایتالیاست ... فکر کنم تیریپی که زده همین دیروز انریکو زده ... اونجا هر چی شلوارت پاره تر باشه محبوبیت بیشتره ..

در مورد بی پوله : اه چه شپل ... فکر کنم با صابون دست و صورت سرش میشوره که انقدر سیخ واستاده ... تو خونشونم که سوزن نخ پیدا نمیشه یک کوک به این پاره پوره ایاش بزنه ...



اگر تند تند غذا بخوره :

در مورد پولداره : ببین چقدر گرفتاره که مجبوره انقدر تند غذا بخوره یا هواپیماش داره میپره یا جلسه مهمی داره

بی پوله : اوووووو انگار از قحطی فرار کرده



اگر آروم و کم غذا بخوره :

پولداره : احتمالا" این غذا تو رژیم غذاییش نیست و باید آهسته بخوره که معدش نفهمه !!!!!!

بی پوله : اینو ببین فکر کنم تا حالا همچین غذایی ندیده بلد نیست بخوره ...



اگر با جنس مخالف صحبت کنه :

پولداره : عجب روابط عمومی بالایی ... مرسی فرهنگ .... دختر و پسر براش یکیه .... آی اینطوری حال میکنم ......

بی پوله : این سیرابی رو ببین .. چه ذوقی میکنه طرف بهش پا داده ... بفرما لاس ... ندیده دیگه .. بپا نخوریش



اگر درس بخونه :

پولداره : احسنت به این تدبیر و اندیشه .... این تو ایران نمیمونه ..... مطمئنم تو لیست فرار مغزهاست

بی پوله : خر خونیم اندازه داره دیگه .... انقدر میخونی آخرش چی ؟!! بپا عینکت نیفته ...



اگر درس نخونه :

پولداره : پول داره درس میخواد چیکار .... درس برا بچه بی پولا و بیکاراست

بی پوله :بد بخت نون نخورده نمیتونه درس بخونه




در مورد خانوما >>> از نوع محجبه و چه بسا چادری

پولداره : آفرین به این تربیت صحیح ... معلومه خالصانه مسلمونه ... این دختر نیست فرشتست که تو این جامعه خراب خودشو اینطوری میپوشونه

بی پوله : اوهوک .... چقد امل ... کی به تو نگاه میکنه حالا ؟!؟!؟



درمورد پسرهای جوون ››› مدل ابرو قشنگ و زیر ابرو گوگول

پولداره : بابا مایكل جكسون ... لئوناردو .... گاتوسو ... برم زیر ابروهای شیطونیتو

بی پوله : مرتیكه خجالت نمیكشه .... آرایش میكنی ؟! این روزا دیگه دختر پسرا از هم تشخیص داده نمیشوند ... وانگهی چی شده داداشمون .....



ازدواج :

پولداره : یکی دو تا کمه ..... من جای این بودم اصلا" ازدواج نمیکردم ... این همه حور و پری دور و برش – بیخیال ازدواج ..... تیر تپرش

بی پوله : آخی حیوونی تا دیروز عنکبوت تو جیبش یکی بود حالا دو تا شد ( ضرب المثلی شد برا خودش !! )


پیاده روی :

پولداره : زنده باد سلامتی و تناسب اندام .... هیچ چیزی از ورزش و مخصوصا" پیاده روی برای تندرستی انسان بهتر نیست حتی میگن اشتها رو هم زیاد میکنه .

بی پوله : کفشاشم مالی نیست که حالا بگیم پیاده بره ... قربونش برم که همیشه بلیت خط 11 رو داره .



تعویض ماشین :

پولداره : بابا تنوع .... آخرین مدل ... سنت اگزوپری ... پارکینگ دیگه جا نداره

بی پوله : دبیا ... تا دیروز دنبال الاغ پدر بزرگش میدوید حالا واسه ما ماشین خریده


تعویض کار :

پول داره : شکمه پره ... چه این بشقاب چه اون بشقاب ....... پول تولید میکنه دیگه چه این کار چه اون کار ... میباره براش

بی پوله : فقط مونده بود این به یه جایی برسه ... از فردا جواب سلام ما رو هم نمیده


رانندگی :

پولداره : فکر کنم عادت به رانندگی نداره آخه همیشه راننده داشتن اما استیل فرمون گرفتنشو داشته باش ... انصافا" شوماخرم اینطوری فرمون نمیگیره

نظرتونو بدین خوشحال میشم

رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 9:16 |
 

ازدواج 450 دختر 6 تا 10 ساله با مردان 16 تا 36 ساله در غزه



















 رضا

واقعا نمیتونم بگم بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 20:55 |

  سلام . چند مدت پیش داشتم به مصاحبه آقای دکتر محمود احمدی نژاد در سیمای ملی فکر میکردم که چرا بر خلاف معمول ، اول کابینه خود را از طریق سیما به مردم معرفی کرد و نه به مجلس ؟ آیا این کار با این هدف بود که مجلس را در برابر کار انجام شده بگذارد ، یا اینکه قصد دیگری داشته است ؟ ناگهان فیلم تبلیغاتی ایشون به ذهنم آمد که اشاره به سبزی و علفتهای هرز میکرد که شاید اون موقع کمتر کسی فکر میکرد که منظورش چه کسانی و چه طیفی بود و بعد معلوم شد !!!  

لذا با خود گفتم که این مورد هم بی دلیل نیست ، چون ایشون ترجیح میده که بعضی از مسائل رو به کنایه و اشاره و ایهام و یا استعارات خاص خود به گوش مخاطبین برساند . لذا  کمی بیشتر تعمق کردم تا اینکه بحث زنان و پست وزارتشان که پیش کشیده شد و این جمله آقای دکتر ( نقل به مضمون ) به خاطرم خطور کرد که گفت : در زمان ظهور منجی عالم ، حضرت مهدی ، تعداد پنجاه تن از سیصد و سیزده تن همراهان آن حضرت زن میباشند و حالا چه دلیلی دارد که اعضای کابینه این دولت از زنان نباشند ؟ و ...

در اینجا بود که قبل از اینکه این سوالات برایم مطرح شود که چرا خانم فلانی که در پرونده افشاگری بعضی آقایان دست داشته ، و خود پرونده مفتوحی دارد ؟ و یا آن دیگری ، که عملا با اینکه زن هست ولی یه جورایی ضد زنه و جزو موافقین چند همسری بودن مردان هست ؟ و  یا اون یکی کم تجربه هستش و ... این سوال به ذهنم متبادر گردید که چرا تعداد وزرای زن ، آنهم برای بار اول که مطمئنا در بین افراد جناح راست تنش ایجاد میکند ، حداقل یکنفر یا دو نفر نیست ، تا پس از موافقت مجلس و رای اعتماد به آنها ، در آینده به معرفی وزرای زن بیشتری اقدام گردد ، تا هم زنان در عرصه سیاست آنهم از نوع وزارت محک بخورند ، و هم اینکه ، راه برای دیگر زنان ، برای رسیدن به حق و حقوقشان در حوزه های بالای سیاست و کشورداری باز گردد ؟

در تلاطم افکارم غوطه ور بودم که جواب نکته مبهم تعداد وزاری زن کابینه دولت دهم را پیدا کردم ، آنهم از طریق یک فرمول تناسب ساده ریاضی به این شرح :

 

50                 313 

~                  ۲۱

 

یعنی :

 از 313 نفر همراهان حضرت مهدی 50  نفر زن هستند . از 21 نفر وزیر کابینه احمدی نژاد چند نفر زن هست ؟ و این عدد بدست میآید :

3.۳۵=313/1050=21×50

 که اگر عدد را گرد کنیم میشه سه نفر !!!

 جالب نیست ؟ 

 

 رضا

بخند و برو
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 20:20 |

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون،برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم، چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت 16:20 |
سلام

در اینجا میخوام چند تا سایت بدرد بخور بهتون معرفی کنم :

در این سایت میتونید دیکشنری آنلاین با توانایی بالا پیدا کنید :

www.livedic.com

در این سایت میتونید برای شناسایی فایلهای ناشناس برید و ببینید فرمت فایل چیه و برنامه اش چیه :

www.filext.com

در این سایت کلی تصاویر جالب از نوع خطای بصری میتونید ببینید و ... :

www.moillusions.com

و اما ...

در این سایت میتونید نقشه جنگهایی که توی دنیا اتفاق افتاده ببینید که در قالب فلش همه چیزو بهتون نشون میده :

www.mapsofwar.com

 برای تهیه انواع کاردستی هم به این سایت مراجعه کنید :

www.craftbits.com

برای آموزش فتوشاپ از مبتدی تا حرفه ای در این سایت مطلب فراوونه :

www.psd.tutsplus.com

ساخت بنر تبلیغاتی رو هم توی این سایت به آسونی میتونید انجام بدین :

www.flashbanneronline.com

و در خاتمه آدرس یه سایت بازی برای علاقمندان به بازیهای آنلاین اونم از نوع فارسی :

www.travian.ir

 

فعلا همین . کیفشو ببرین تا بعد .

رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت 16:6 |

سلام

دوستان عزیز امروز یه مطلب طنز در مورد دخترا خوندم...خیلی توپ بود...

گذاشتم که شما دوستان(پسر یا دختر!!)هم بخونین...

 در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن . Laughing Laughing

۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

منبع.www.bia2rap.ir

رضا

بخند و برو

+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 10:13 |

رییس جمهور محبوبم

  محمود عزیزم !

 نمی دانم حوصله داری که باز هم به  حرف های من گوش کنی یا اینکه مثل دفعه قبل که برایت نامه  نوشتم ، به جای اینکه نامه ام را بخوانی ، برایم تراول چک  فرستادی ، ولی امیدوارم که این دفعه ،  نامه ام را تا انتها بخوانی  و البته اگر خواستی باز هم  برایم تراول چک بفرستی  ، ایرادی ندارد .

  محمود قشنگم !

 تا حالا این همه دلتنگت نبوده ام و این همه دلم برایت تنگ نشده بود . چند وقتی است که کمتر روی ماهت را در تلویزیون می بینم ... سر کوچه ، بچه ها شایعه کرده بودند  که اسرائیل می خواسته تو را بکشد و مریم رجوی را برای تو طعمه کرده اند . نمی دانم تو طعمه مریم رجوی بودی و یا مریم رجوی طعمه تو . به هر حال خیلی مواظب خودت باش و شبها دیر به خانه نرو ! اگر هم خواستی دیر به خانه بروی ، با هیچ نامحرمی در راه حرف نزن .

 

محمود ورزشکارم !

از اینکه تا حالا با استقامت در مقابل کودتاچی ها ایستادی و تازه داری قبل از مراسم تنفیذ و تحلیف ، معاونانت را منصوب می کنی ، واقعا از تو سپاسگذار و ممنونم و یقین دارم که اگر همینطوری  با استقامت پیش بروی ، تا یکسال آینده ، همه کاره خودت خواهی شد .

 

محمود با هوشم  !

دلم برای سخنرانی هایی که از حفظ می کردی یک ذره شده . راستی چرا بعد از آن سخنرانی معروف " خس و خاشاکت " ، همش از روی کاغذ می خوانی و دیگر از حفظ سخنرانی نمی کنی؟

 

محمود با اعتماد به نفس من !

اگر مثل 4 سال گذشته ، بتوانی برای اون 100 تا کشوری که الگوی کشور داری براشون نفرستادی ، یه الگو هم برای اونا بفرستی ، خیلی کارت درسته ! 

 

محمود با اراده ام !

از اینکه تا حالا خودت را نگه داشته ای و جواب این هاشمی رفسنجانی را نداده ای از دستت  خیلی خیلی خیلی عصبانی هستم . اصلا توقع نداشتم که این همه صبور باشی و جوابش را ندهی . البته هنوز دیر نشده و وقت داری . اگر بتوانی هفته آینده خودت نماز جمعه را بخوانی ، خیلی مشت محکمی به دهان او زده ای و ما هم می توانیم برای تو کف و سوت بزنیم .

 

محمود فداکارم !

چقدر خوشحالم که برخلاف بقیه کاندیداها که هر کدام یک رنگ در تبلیغاتشان داشتند ، تو پرچم ایران را برای تبلیغات خودت انتخاب کردی و بقیه رنگ ها را به آنها بخشیدی . تو واقعا انسان فداکاری هستی .

 

محمود صبورم !

چقدر خوب است که رییس جمهور ما این همه صبر دارد و خودش هم هر شب می رود پشت بام و با بقیه همسایه هایش " مرگ بر دیکتاتور " می گوید . چقدر صبر می خواهد که یک عده " خس و خاشاک " مدام به تو توی خیابانها متلک می گویند و تو خم به ابرو نمی آوری و برایت مهم نیست . می دانم که تو هم می دانی که " هدف مهم تر از وسیله است و وسلیه هدف را توجیه می کند " .

 

محمود نازم !

از اینکه در فیلم تبلیغاتی ات به من یاد دادی که بعضی سبزی ها ، علف هرز هستند و نباید آنها را خورد ، ازت تا آخر عمرم سپاسگذارم . تو که نمی دانی ، من از کودکی داشتم این علف های هرز را به جای سبزی می خوردم .

 

محمود سیدم !

چرا اینقدر دیر سید شدی ؟ نمی دانی وقتی طرفداران میرحسین موسوی ، یک شال سبز به گردنشان می انداختند و سید شده بودند ، چقدر عصبانی بودم که تو چرا سید نیستی . ولی حالا که تو هم سید شدی ، خیلی از این موضوع خوشحالم .

 

محمود با گذشتم !

تو که می دانی طرفدارانت 40 میلیون هستند . چرا این بار هم گذشت کردی و از وزیر کشور خواستی که 15 میلیون  از رای هایت را به بقیه کاندیداها ببخشد و رای تو را کم کند . من البته از تو توقع چنین گذشت و ایثاری را داشتم .

 

محمود توپول موپولم  !

می دانم که آبگوشت خیلی دوست داری ، من هم دوست دارم . راستی دیگه چه غذاهایی دوست داری ؟

 

محمود قهرمانم ! 

چقدر خوب است که فعلا به آمریکا نمی روی . می دانی هر بار که می رفتی چقدر دلم نگرانت بود ؟ ... می دانی اینجا چقدر آدم نگران تو بودند که مبادا آمریکایی های خائن ، بزنند تو را بکشند و یا تو را بدزدند ؟

 

محمود زیبایم !

الان خیلی خیالم راحت است که دیگر به اروپا هم نمی روی . حالا کاری نداریم که اروپا به تو ویزا نمی دهد و یا تو به اروپا ویزا نمی دهی .  هر بار که می رفتی ما دلمان هزار راه می رفت که مبادا وقتی به آنجا می روی ، یکی از این زنان زیبا روی اروپایی زیر پایت بنشیند و تو را پیش خودش همانجا نگه دارد و ما از دوری تو سکته کنیم و دق کنیم . شکر خدا که همه چیز ختم به خیر شد .

 

محمود استوارم !

نمی دانی چقدر خوشحالم که این آقای " آقازاده " جاسوس را از " سازمان  انرژی اتمی "  برداشتی تا بتوانیم با خیال راحت بمب هسته ای بسازیم و از این به  بعد به جای اینکه به اغتشاش گران گاز اشک آور بزنیم ، یک عدد "  بمب اتمی " پرت کنیم رویشان و دخلشان را بیاوریم . تازه می توانیم یه دونه از این بمب ها را بدهیم به این سعید حجاریان هم بخورد که دیگر نتواند اغتشاش کند و ملت را توی خیابان ها از روی صندلی چرخ دار به شورش هدایت کند .

 

محمود دکترم !

این دکترای ترافیک تو در زمانی که توی شهرداری بودی خیلی به درد خورد و تمام چراغ قرمز ها رو برداشتی و تبدیل به دور برگردان کردی ، اگر می توانی الان هم از آن دکترای ترافیکت کمک بگیر و هرچی چراغ سبز است بردار و داغون کن . وقتی این چراغ سبزها را توی خیابان می بینم ، می دانم که تو هم خیلی غصه می خوری .

 

محمود احمدی نژادم !

آخرین سخنرانی باحالت را شنیدم که راجع به این موسوی دیکتاتور حرف می زدی ، چرا نمی زنی این سعید حجاریان را بکشی و خیال همه را راحت کنی که این همه جلوی اغتشاش گران دویده و ماشین آتیش زده و سنگ به نیروی انتظامی انداخته ؟ ... هان ؟ ... چرا سکوت کردی ؟ ... جواب منو بده ؟ ... اگر تو حاضر نشی این سعید حجاریان اغتشاش طلب رو بکشی ، برای قاضی مرتضوی نامه می نویسم که اون دست به کار بشه .

  محمود گلم !

راستی اون کت و شلواری که در مناظره با میرحسین موسوی پوشیده بودی خیلی قشنگ بود ، می شه بگی از کجا خریدیش ؟ ببین اون  سنجاق سینه پرچم ایران که روی کتت نصب کرده بودی ، خیلی با حال بود ، بازم از اون سنجاق سینه ها  داری ؟

 

محمود زیبا رویم  !

می شه بگی از چه کرمی  برای سفید کردن پوستت استفاده می کنی ؟ آخه منم همچین مثل تو یه کمی سبزه هستم ، اگه بگی چی کار کردی که این همه سفید شدی ، بچه های ما هم شما را دعا می کنن .

 

محمود جان !

 در آخر اینکه  می خواستم یک شعری را که خیلی دوست دارم به تو تقدیم کنم :

     وقتی می آیی قشنگ ترین پیرهنتو تنت کن ... تاج گل سروریتو سرت کن

اخماتو وا کن ، همه چیزو بشکن ... الا دل ساده و عاشق من

رضا

بخند و برو




+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 10:0 |
سلام

۲ خبر از سایت موسوی به آدرس :http://www.kalemeh.ir

 

دستگیری 70 نفر از اساتید دانشگاه

۳ تير ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۱

70 نفر از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور دستگیر شدند.

به گزارش «کلمه»، عصر امروز مهندس میرحسین موسوی جلسه ای با اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور داشت که بعد از این دیدار 70 نفر از افراد حاضر در جلسه دستگیر شدند.
درباره مکانی که این اساتید دانشگاه را به آنجا منتقل کردند اطلاعی در دسترس نیست.
 
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.


 
 
و دیگر :
 

تکذیب انتشار بیانیه ای جدید از سوی مهندس موسوی؛اخبار موثق را از سایت های رسمی مهندس موسوی پیگیری کنید

۳ تير ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۳

انتشار بیانیه ای جدید از سوی مهندس میرحسین موسوی تکذیب شد.

به گزارش «کلمه»، امروز برخی از سایت های خبری مجهول الهویه اقدام به انتشار بیانیه ای با عنوان «بیانیه شماره 7 مهندس میرحسین موسوی »کردند که هرگونه انتساب این بیانیه به مهندس موسوی تکذیب می شود.

     پیش از این هم اعلام شده بود مردم  تنها از طریق دو سایت «کلمه» و «قلم» اخبار موثق مربوط به مهندس موسوی را دنبال کنند که این درخواست بار دیگر تکرار می شود.


 آخرین بیانیه مهندس موسوی(بیانیه شماره 6) در تاریخ 31 خرداد منتشر شد.

همین ...
 
تا بعد

رضا
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 11:28 |
بسم الله الرحمن الرحیم
لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما
ملت شریف ایران
تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق صیانت از رایتان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت اصحاب دروغ را آنچنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخوردهای سبعانه به کام دوستداران ایران عزیز تلخ کنند. اینجانب ضمن محکوم نمودن اقدامات وحشیانه در کشتار مردمی که صرفا خواستار احقاق حق خود هستند لازم می دانم نکاتی را درباره این رخداد و تحولات مربوط به آن به آگاهی ملت برسانم:
1- همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن براساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخابات پیشین را تضمین کند. لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست مارسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانکها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین، عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم. مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است.
2- دولت با همکاری سازمان صدا و سیما کوشش می کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد؛ غافل از آنکه اقبال به رسانه های خارجی نه ناشی از توفیق این رسانه ها در جلب مخاطب و یا وابستگی این جریان مردمی به خارج، بلکه حاصل بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود است. دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند. موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران خوش آمد نمی گوید.
3- دستگیری های گسترده ای که طی روزهای گذشته از فرزندان انقلاب انجام گرفته است نشان دهنده این واقعیت است که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردمی ندارند و با توهم این که سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت های مردم قرار دارد خود را تسلی می دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش های مردم خبر از ادامه دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می دهد. اینجانب دستگیری های وسیع اخیر را محکوم می کنم و هشدار می دهم که گسترش این رویه ها تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.
4- اینجانب با ابراز همدردی عمیق با خانواده های شهیدان و مصدومان از ابتکار دلسوزانی که صمیمانه با خانواده های این عزیزان همدردی و همراهی کرده اند سپاسگذاری می کنم و این سنت حسنه را بر آمده از عواطف پاک دینی و انسانی آنان می دانم.
میرحسین موسوی
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 10:27 |
با سلام

با استعاره گرفتن از بخشی از سریال افسانه ( واقعیت ) جومونگ در زیر ، به بعضی مطالب پرداخته شده که گرچه در قالب طنز به نظر میرسد ولی حقیقتی تلخ در پشت آن آرمیده است :

جناب آقای موسوی :

کمان دامول ( قانون اساسی ایران ) که برای پاسداشت آن ۳۰ سال خونهای این ملت ریخته شده و برای آن ۸ سال جنگیده اند هماکنون در دستان شماست ، دو نشان دیگر ، دموکراسی و حقوق بشر است که برای رسیدن به هدف والایتان باید در جستجوی آن باشید .

مردم ایران هدف والای شما را برگزیده اند ، پس در این راه بکوشید .

رضا

 

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 11:51 |
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 11:36 |

سلام

ببخشید که خیلی دیر شده و روز مادر هم گذشته ولی به یاد مادر بودن احتیاج به تاریخ نداره . کافیه که دلمون به سمتش بره .

مطالب ذیل برگرفته شده است از کتاب   my mom's the best mom  نوشته  : stuart e hample

این توضیحات توسط کودکان و جهت مادرانشان نوشته شده و در این کتاب گرد آوری شده که چند تایی از آنها را براتون گذاشتم تا یادی هم از مادرم کرده باشیم :

 

My mom's the best mom because she always eats all the mushy bananas so we get to have the new ones.

Gerard 9  3/4

 

She may not be perfect but i think she's as close to it as a mom can get.

Lola 12

 

When we go to out to eat if i don't like what i ordered she trades food with me , it's lucky she's my mom or i'd starve every time.

Nick 9  1/2

 

When i get sick and have fever , my mom washes my face with a cool cloth . and whenever i wake up , she's there .

Julian 8  1/2 years old

 

Every one says that their mom is the best. But mine has a coffee mug to prove it .

Jesse 12  1/2

 

My mom is the best because she would give me her gloves if we were stranded on a coldest iceberg in the world .

Greg , grade 3

Age 8

 

Just being around her is nice .

Jush , 8

روزت مبارک مادرم

رضا

بخند و برو

 

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 21:19 |
سلام

اینم یه پیغام از یه دوست عزیزه که میزارم تو وبلاگم تا همه توی لذت اون شریک بشیم :

     خورشید را دوست دارم به خاطر وسعت روحش که شب هنگام ناپدید میشود تا ماه فراموش کند حقیقت تلخی را که از او نور میگیرد .

رضا

بخند و برو

 

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 21:2 |